تبليغاتX
یک دلی

یک دلی




ستاره نیز به تنهایی اش گمان نبرد

کسی که همنفسش هست و همزبانش نیست!

جهان به جان من آنگونه سردمهری کرد

که دربهار و خزان، كارباجهانش نيست.
فریدون مشیری
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 14:57  توسط فرانک  | 



یادتان هست

یادتان هست شبی را که سفر می کردید

قول دادید و گفتید که بر می گردید

دست من را که گرفتید کمی جا خوردم

تازه فهمیدم و دیدم که شما هم سردید

حرف دل بود که در چشم شما یخ می زد

حرفهایی که به گفتار نمی آوردید

دوری از شخص شما باز عذابم می داد

و دلم خوش به همین بود که بر می گردید

یادتان هست که گفتم پس از این می میرم

منم و یک دل دیوانه و صدها تردید

با که قسمت بکنم این همه تنهایی را؟

دل من جای کسی نیست و تنها فردید

که به حجم غزل یخزده ام می گنجید

این شمایید که با من و دلم همدردید

سهمم از دوریتان چند غزل می دانم

که به اشعار نسنجیده ام عادت کردید
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 0:28  توسط فرانک  | 



اگه بفهمی بعد از ۲سال مرده بودن با اومدن یکی دوباره زنده بشید.

اگه بفهمی این زنده موندن عمرش یک ماه بیشتر نیست .

اگه بدون مقدمه ترکت کنه .چه حالی بهتون دست میده؟...

وحالا شما دوستایه خوبم من همون حال رو دارم

من آرزوی سلامتی و روزهای خوب رو واسش دارم شما هم واسه من دعا کنید

از همتون معذرت میخوام که نمیتونم تا یه مدتی بیام ولی خواهش میکنم منو تنها نگذارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 11:59  توسط فرانک  | 



 صدايم مي کني يا نه،بمانم يا که برگردم؟

     در اين تنهايي مطلق به دنبال تو مي گردم

            تمام دلخوشيهايم خيال چشمهاي توست

             همان عشق محال تو که از خود ميکند طردم

                 تمام لحظه هاي من پر از تکرار دلتنگيست

                      همان فصل شکوفايي ومن پائيز پر دردم

                           فقط يک فصل ديگر مانده تا فصل زوال من

                    زمستان هم نميفهمد که چه اندازه دلسردم  

            دوباره چشم مي دوزم به راهت تا که برگردي

       سراپا سبز من،بي تو خزاني خسته و سردم

   بدان،تنها دليل تنگدستي هاي امروزم!

اگرچه نيستي اما خيالت ميوزد هردم...
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 19:35  توسط فرانک  | 



نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نا مهربان بودیم و رفتیم

آخه اینها دلیل محکمی نیست

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 23:8  توسط فرانک  |