اگه بفهمی این زنده موندن عمرش یک ماه بیشتر نیست .
اگه بدون مقدمه ترکت کنه .چه حالی بهتون دست میده؟...
وحالا شما دوستایه خوبم من همون حال رو دارم
من آرزوی سلامتی و روزهای خوب رو واسش دارم شما هم واسه من دعا کنید
از همتون معذرت میخوام که نمیتونم تا یه مدتی بیام ولی خواهش میکنم منو تنها نگذارید.
در اين تنهايي مطلق به دنبال تو مي گردم
تمام دلخوشيهايم خيال چشمهاي توست
همان عشق محال تو که از خود ميکند طردم
تمام لحظه هاي من پر از تکرار دلتنگيست
همان فصل شکوفايي ومن پائيز پر دردم
فقط يک فصل ديگر مانده تا فصل زوال من
زمستان هم نميفهمد که چه اندازه دلسردم
دوباره چشم مي دوزم به راهت تا که برگردي
سراپا سبز من،بي تو خزاني خسته و سردم
بدان،تنها دليل تنگدستي هاي امروزم!
اگرچه نيستي اما خيالت ميوزد هردم...
نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نا مهربان بودیم و رفتیم
آخه اینها دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
تو در چشم من همچو موجی
خروشنده وسرکش و نا شکیبا
که هرلحظه ات می کشاند بسویی
نسیم هزار آرزوی فریبا
تو موجی
تو موجی ودریای حسرت مکانت
پریشان رنگین افقهای فردا
نگاه مه آلود ه ی دید گانت
تو دایم بخود در ستیزی
تو هرگز نداری سکونی
تو دایم ز خودمی گریزی
تو آن ابر آشفته ی نیلگونی
چه می شد خدایا...
چه می شد اگر ساحلی دور بودم ؟
شبی با دو بازوی بگشوده ی خود
ترا می ربودم ...ترا می روبودم
آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید؟
سوخت در آتش وخاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید.
داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد وبر خاک چکید .
آن همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن روی تو سپید .
جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید؟
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پر درد((.......))مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید.


